تبليغاتX
๑๑۩۞۩๑๑ شهر احساسات ๑๑۩۞۩๑๑
بغض تو چشام جمع شده

این شهر فقط یه شهر معمولی نیست...شعار نمی دم... تنها جایی که می تونستم بهش تکیه کنم و تنها مونسم تو این غربت٬ تو این خلوت ٬ شهرم بود تها شهردار و تنها شهروند این شهر که منم٬ شهرمو می پرستیدم...تنها جای مقدس قابل ستایش....

می بندمش و می رم تا ببینم آدمای بد و حسودی که نه می شناسمشون و نه دیدمشون بازم می یان پشت سرم حرف بزنن؟ بازم می یان مسخره کنن؟ بازم می یان غیبت کنن؟!

نمی دونم راهی برگشتی به این شهر می مونه یا نه...بلاخره خدای منم بزرگه یا بر می گردم یا...

خیلی اینجارو دوست دارم...

خیلی...

اما باید برم...

 چرا؟!

چرا ؟!

تو می دونی چرا؟!

مهم نیست چون می گذرد غمی نیست...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نزدیک عیده...

عیدتون مبارک...البته پیشاپیش...

در پناه خدای یاس و احساس...

 



پنجشنبه 22 اسفند1387 |
سلام خوبید؟

امروز نرفتم مدرسه

حالم خوب نبود

تا ساعت ۱۲ خوابیدم....کمبود خواب داشتم

دیروز زینب واسه آدامس خریده بود یه جعبه ی ۶۰ تایی خ

گفت یاسی اینو بگیر...گفتم این چیه؟ گفت آدامسه که هی فرتو فرت نگی بچه های ادامس می خوام کی ادامس داره؟ گفتم ایول دمت گرم

تا زنگ اخر همه ازم ادامس می خواستن اما نمی دادم نه بابا خسیس نیستم فقط به چند نفر دادم راستی امتحان تاریخ ایران و جهان رو کنسل کردیم...اما امتحان تاریخ ادبیات رو دادیم که افسوس کل کلاس گند زدیم اما دبیره گفت اگه دوست دارید اینو تصحیح نمی کنم هفته ی بعد امتحان می گیرم اما ۱ درس می یاد روش...گفتم عزیز no problem اما جون ننت اينو بي خيال...

اين آدامس جونم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعضيا فكر مي كنن من چرند می نویسم اما قابل توجه همون بعضیا باید عرض کنم اینجا ۴ دیواریه و اختیاری...همشون واسم کلی خاطره انگیزن و با ارزش...ژچند روز پیش داشتم پرتقال می خوردم با پوستش یه کار هنری کردم... ببینید...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دست نزنید نیازی نیست...می دونم هنرمندم حالا شما خجالتم ندید

واسه امروز کافیه...

در پناه خدای یاس و احساس



پنجشنبه 15 اسفند1387 |
سلام

آخ

وای

خدااااااااااااا

تموم بدنم درده

معلوم نیست رفتیم اردو یا جبهه ی جنگ

تموم بدنم درد می کنه

الانم حوصله ندارم هی آیکون بذارم

ساعت ۷ صبح بیدار شدم

پوشیدم و آماده شدم و با مامانم از خونه زدیم بیرن به سمت مدرسه

خلاصه ساعت ۹:۳۰ دقیقه تقریبا حرکت کردیم

معلوم نبود کجا بود هم خشکی داشت هم دریا...

خلاصه جایی که بردنمون مجهول الهویه بود اما بد نبود

چون با چند تا از دوستام بودم خوش گذشت

تا تونستیم زدیم و کوبیدیم و رقصیدیم

فرت و فرت عکس می گرفتیم

وای تموم بدنم درده از بس شیطونت کردیم و از اینجا به اونجا پریدیم و رفتیم

مثلا قرار بود ساعت ۵ برگردیم همه خونه باشیم٬ ساعت ۶:۱۵ حرکت کردیم ساعت ۶:۲۰ چقیقه سرویس ما تو خیابون جوش اورد...هممون از ماشین ریختیم پایین و تو جدول ایستادم...اونجا هم دست بردار نبودیم هی عکس گرفتیم...

خلاصه ۷:۲۰ سرویس دیگه ای رو فرستادن و ما رفتیم دم مدرسه و از دم مدرسه با بابام اینا اومدم خونه...خوش گذشت جای همه خالی...

غذامون رو با بچه ها لب دریا خوردیم حال داد اما یه پشه ها هی مزاحمت ایجاد می کرد و ویز ویز می کرد...

خدا تو این تعطیلات اصلا درس نخوندم

فردا باید مثل حیوان شریف س... درس بخونم...

راستی انجمن ما (ادبی) رتبه ی سوم رو بین انجمن ها کسب کرد به خودمون تبریک می گم اما حقمون بود رتبمون بالاتر می شد..

اینم یه عکس هنری از ۴ تا دیونه...البته ما دیوونه ها ۷ تا بودیما اما اینجا ۴ نفریم...

 

 

 

 

 

 

 

 

از راست به چپ معرفی می کنم

سحر جون...مژگان جون...چکمه ای هم یاسی خوج(خودم)...آخری هم کفش اسپورت طلایی هم آنی جون...

واسه امشب کافیه

در پناه خدای یاس و احساس



جمعه 9 اسفند1387 |

 
 

salam

chetoriiiiiiiiiiiiiid

aslan hosele nadaram far30 taype konam finglish rahat'tare :d

dir0z z0hr labe darya bodim

dabire eghtesademon ro didam

ey baba roze 1 shanbe zange dovom bahash kelass darim

shab ham raftim khoneye dokhtar khale bozorgam

vaaaaaaaaaaay khoda az daste ina

zang zad be tak tak khahar baradarash

mashala mashala har kodom 2-3 ta bache daran

rikhtan onja

onja ham shabihe baghe vahsh bod ham shabihe kodakestan

sedahaye ajib gharib

karaye vahshatnak

sofreye sham ro chenan rikhtan beham ke man divoone shodam az dasteshon

badesham ke khastim film nega konim

bacheha har kodom ba zarfashon jolo tv zaher shodan

na nega mikardan na mizashtan ma nega konim

on mizad to sare on yeki

on asbab baziye ono bar midasht

on donbale ghashoghesh bod

on ono mizad

vaaaaaaaay ajab shir to shiri bod

ghorbonesh beram faghat mobin arom bod

naveye khalam

aziiiiiiiizam inghad nazeeeeeeee

mamanam besh mige domadam

1 saleshe

hamash pishe man bod

khordaniye

dosmesh daram

oh oh 11 maheshe farvardin mah mishe 1 sal

bache ro 1 mah bozorg kardam

khoda inghad jigili o khordaniye ke adam zaf mikone vaghti bosesh mikone

asheghesham

nozmade khodame

aziiiiiiiiiiiiiizam

inghad naz mikhande

man ke az har chi bosesh mikonam sir nemisham

jigmalesh beram man azizam

khob saate 1 shab bargashtim khone

khast eo kofte az jebhe

raftam paye loptop

yekam to blogfa webgardi kardam

yekam ham chatidim

ahang goshidim

khabam miumad ama nemiumad

malo0m nabod khabam miad ya nemiad

saate 3 khabidam

ba khodam harf mizadam eyne dio0neha

hich darsi to in tatilat nakhondam

faghat arabi o amar neveshtam

koli dars daram ama heso halle khondanesh nist

khob felan base cherto pert neveshtan

man beram be karo zendegim berasam

felan bye dar panahe khoday eyass va ehsas



پنجشنبه 8 اسفند1387 |

 
 
سلام خوبید؟ منم بد نیستم...

امروز حال همه تو خونه گرفتست...معمولا وقتی هوا ابریه یا اینکه گرد و غباره هممون پکریم...اما چون می گذرد غمی نسیت...

یه دوستی دارم بیشتر وقتا نینی صداش می کنم...خیلی مهربونه...متولد مهر  ماهه... نینی اس ام اس داد که مامانم داره نذری می پزه واست دعا کردم...کلی ذوق مرگ شدم که بازم خوبه نینی یادشه منو دعا کنه...بچه ی خوبیه ایشالا همیشه موفق باشه...

دوست دارم چرت و پرت بنویسم...

شروع:

زندگی زیباست برای کسانی که لنز می زنند و از شر عینک راحتند و نگران این نیستن که یک وقت عینکشان بشکند و دوباره پول دکتر و عینک دهند...زنگ زیباست برای کسانی که ناهار را در رستوران های شیک می خورند و دیگر زن ها ۱ ساعت سر پا نمی ایستند و ظرف ها را نمی شورند...زندگی زیباست برای کسانی که هر روز ۱ دست لباس مس خرند و پزش را به دوستان فقیرشان می دهند...آری زندگی زیباست وفتی در شرکت ها و ادارات با آدم های گردن کلفت بیشتر اهمیت می دهند و پارتی دارند...زیبایی زندگی زاد است بهتر است عینک آفتابی تان را بردارید تا آن را ببینید...زمانی می گفتند انسان ها برابرند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد...آری درست است هیچ کس بر دیگری برتری ندارد ولی همه بر دیگران سرتری دارند و به گونه ای دیگران به عنوان یک خدمه برایشان محسوب می شوند..

چرت و پرت نوشتن را دوست دارم...

مخصوصا زمانی که می خواهم آن ها را بسیار کتابی تایپ کنم...

چرت و پرت یا همان جفنگ گفتن بسیار شیرین است...

حد اقل انسان را تا حدودی سرگرم می کند...

انسان ها خوشبختند مخصوصا فقیران و بیچارگان

افعالم معکوس نیستند

با شمایم

آدما

هم می خندند و می توانند بخندند مخصوصا به گور بابای نامردان

مخصوصا به ریش پدرانتان

چرت و رت گفتن شیرین است وقتی که سوژه ات چرت و پرت باشد

خداوند بر شما می گرید چه برسد به من

چه گواراست طعم تلخ گستاخی

چه دلپذیر است حس پرروگری چه بسا که من آن پررو باشم

چه دلنشین است لیوانی زهرمار نوشیدن و زیر پتوی پاره پاره سرما را حس کردن

آری می توانم چرند بگویم

من گستاخ تر از انم که شما تصورش را می کنید

من بی ادبم زیرا شما را ادم حساب نمی کنم

همه ی آنان که خود را آدم تصور کردند شیطانی بیش نبودند

افسوس که گاهی پیراهن گرگ را بر تن می کردند و گاهی گوسفند می شدند

من عاشق آدم های گستاخ فقیرم

از گستاخ های غنی متنفرم

و این بود چرت و پرت من


وای خدا چقدر حال می کنم وقتی چرت و پرت می نویسم

الان یه رعد و برقی زد که قلبم ریخت کف آسفالت

انگاری تو تنگ دنیا جای یه ماهیه...

آهنگ محسن یگانه جدیدش قشنگه...

۱ ساعت پیش من و غریب داشتیم فیلم قدیمیه بالای شهر و پایین شهر رو می دیدیم...اشکم در اومد...

یعنی آدم اینقدر بدشانس هم هست؟

چرت و پرت کافیه

راستی جمعه ساعت ۹ صبح قراره از طرف کانون ولیعصر بچه های انجمن های مختلف رو ببرن اردو...منم می رم...اگه هوا بد نشه...

برای امشب کافیه...

درپناه خدای یاس و احساس...



سه شنبه 6 اسفند1387 |
سلام خوبید؟ منم خوبم بد نیستم

راستی یادتونه ۲ هفته پیش گفتم یه آقا پسره ناز پشت چراغ قرمز واسم بای بای می کرد و بوس می فرستاد؟ ابنم عکسش

اینجا تازه دید و لبخند زد و سرشو اورد بیرن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عین موشه اینجا هم داشت بوش می فرستاد

 

چه مهربون بود...عزیزم

راستی هم بخاطر ۲۸ ماه صفر...هم به مناسبت روز ملی کویت و تحریر(آزادی) ۵ روز تعطیلیم

امروز تو مدرسمون ناظم کویتی داشت عربی می حرفید ما هم فقط می خندیدیم کلاه و پرچم بمون دادن ما هم گذاشتیم تو کیفمون...گفتن پسشون بدین ما هم حرف گوش دادیم اوردیم خونه

اینم عکس کلاه زیبامون...البته گذاشتم رو سر عروسکم پو و ازش عکس گرفتم

کلاهش مارکه تشریف داره

 

 

 

 

 

 

 

 

به به

راستی امروز همکلاسیم ش از ایران برگشت...واسم گردنبد خریده بود...مرسی عزیزم می دونست من فروهر دوست دارم یه دونه واسم اورد...

خلاصه ۵ روز تعطیلمون کردن به جاش اندازه ۵ ماه بمون درس دادن و هفته ی بعد هر رزو امتحان داریم...

 ۱هفته ی پیش ۵شنبه به علت گرد و خاک تعطیل شدیم....حال کردیم...

اینم هوای غباریه کویت...پایین ساختمونمون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم خود ساختمون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه هوای دلنشینی به به...

عصر نیستااااا...ساعت ۱ ظهره...

خوب من برم دیگه...واسه امروز کافیه...

در پناه خدای یاس و احساس

 

 

 



دوشنبه 5 اسفند1387 |
سلام

خوبید

من این داستان رو خیلی دوست دارم

هر چند می دونم خیلی قدیمیه

 

 بخونید

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنارم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا میکرد. به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه اما اون توجهی به این مساله نمیکرد. آخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست. من جزوه ام رو بهش دادم و ازم تشکر کرد و گونه ی من رو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمیخوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم...اما من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمیدونم !

تلفن زنگ زد، خودش بود، گریه میکرد، دوست پسرش قلبش رو شکسته بود، از من میخواست که برم پیشش نمیخواست که تنها باشه. منم اینکار رو کردم. کنارش روی کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه ی اون چشمای معصومش بود آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از دو ساعت دیدن فیلم و خوردن سه بسته چیپس خواست بره که بخوابه، به من نگاه کرد و گفت متشکرم و گونه ی منو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمیخوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم...اما من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمیدونم !

روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد، گفت قرارم به هم خورده، اون نمیخواد با من بیاد. من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم، درست مثل یک "خواهر و برادر". ما هم با هم به جشن رفتیم، جشن به پایان رسید. من پشت سر اون کنار در خروجی، ایستاده بودم. تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه اما اون مثل من فکر نمیکرد و من اینو میدونستم. به من گفت "متشکرم شب خیلی خوبی داشتیم" و گونه ی منو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمیخوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم...اما من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمیدونم !

یه روز گذشت سپس یه هفته و یک سال...قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید. من به اون نگاه میکردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره، میخواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی نمیکرد و من اینو میدونستم. قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه ی من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی، متشکرم و گونه ی منو بوسید.

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمیخوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم...اما من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمیدونم !

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش توی کلیسا، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه. من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون اینطوری فکر نمیکرد و من اینو میدونستم. اما قبل از اینکه از کلیسا بره بیرون رو به من کرد و گفت "تو اومدی؟ متشکرم"

میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمیخوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم...اما من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمیدونم !

سالهای خیلی زیادی گذشت. به تابوتی نگاه میکردم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده، فقط دوستان دوران تحصیلش دور اون هستند. یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،

این چیزی هست که اون نوشته:

" تمام توجهم به اون بود، آرزو میکردم که عشقش برای من باشه، اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم، من میخواستم بهش بگم میخواستم که بدونه که نمیخوام فقط برای من یه داداشی باشه، من عاشقش هستم...اما من خجالتی ام...نمیدونم...اما همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوسم داره...ای کاش اینکارو کرده بودم...با خودم فکر میکردم و گریه !! "

 

 خیلی ناز بود...

در پناه خدای یاس و احساس



یکشنبه 4 اسفند1387 |

salam

khobid

manam khobam mer30

che khabara?

bad nist ma ham migozaronim

midonam kheili vaghte up nakardam

akharin upam 22 bahman = tavalode gharib bod

emroz 2 esfande

inroza kheili tanbal shodam aslan halo hoseleye hichi ro nadaram

be zor mishinam paye net

dishab ye romani dashtam mikhondam be esme HAMKHONE

kheili jaleb o ghashang bof

az shakhsiate yalda kheili khsoham omad makhsosan ghororesh ama chera inghad lajbaz bod? vay in shahab hersamo dar ovord...shahab ham to roomane bod be khoda shahab kasi nist chera mizanikholase kheili jaleb bod

ama az mitra hersam gerefte bod...zanikeye mozakhraf

akhe to ke inghad zesht bodi chera mikhasti khodeto bechasboni be mitra? midonesti ke doset nadare ama laj mikardi

khosh be hale yalda ke dostaye khobi mese farnazo narges dasht

manam dostaye khobi mese ghazal...nastaran...shahrzad...sahar...hamide..mozhgan...zahra...koko...maryam...vay ke man cheghad doste khob o gol daram

ey baba in darsa ham dast az saremon bar nemidaran az zamani ke terme aval tamom shode o ma karname gereftim halo havaye dars khondan az saremon paride

engar na engar danesh amozim...aslan vasasehson mohem nist ma darso mifahim ya na...faghat mikhan emtehan begirano nomre bezaran to listeshon o esme khodeshon ro gozashtan moalem

 

chon migozarad ghami nist...hamishe ke injor nist...faghat man mondam on donya chejor mikhan javabe in kara o zolmayi ke dar haghe bache mikonan ro bedan

chetor roshon mishane be khoda began ma ghalat kardim

ah ke cheghad az hamashon badam omade

moalem ham moalemaye ghadim

madrese ham madresehaye ghadim

angizamon ro sozondan dige halemon az madrese be ham mikhore

kholase inam migzare

filmemon ham tamom shod

valentine ham gozasht

happy valentine day be ashegha tabrik migam

khosh bashid shomaei ke masalan esmeton asheghe shomaei ke masalan eshgh halitone

to madreseye ma bishtar bachehaye rahnamei dasteshon mashala 1000 mashala por bod ma ke dovome dabirestanim az in ghalata nemikonim bayad bodido mididi dame madresamon che khabare hame az in kifaye shik ke range ghermeze rosham axe gol ya ghalbe to dasteshon gerefte bodan...10 ta 10 ta shakhe gol to dasteshon bod...khersa o hedyehashonam inghad bozorg bod ke nemitonestan bolandesh konan akhe fesgheliha shoma che halitone az eshgh

 

bahman ham gozasht

paridim to esfand

akharin mah az sale 87

vaaaaaaay 1 mah dige eyde ey baba velemon konida eyd sikhi chande bayad khone tekoni konimo hey mehmon biad...aslan hosele shologhi o mehmoni nadaram...albate mehmon darim a mehmon...inja bishtar bacheha mian mehmoni khonamon ta bozorga...harki miad ba galash gosfandaro to mirize to khone manam eyne chopan bayad movazeb basham vasayelam asibi nabine

 

bad az eyd ham eyne heyvane sarif sa...bayad dars bekhonim vase payan term

badesham bayad be fekre safar o tatilat bashim ke khodesham koli dango fang dare

 

khoda man az daste ina chikar konam

dos daram hamash bekhabam

hamash beram labe darya

hich kare mofidi to in modat anjam nadadam

khodaya yani ma mikhaym chand sal dige mamlekat ro to dast begirim? khodaya khodet be kheiriat begzaron

mamlekati ke daste javonaye meorzi bashe charkheshon dorost micharkhonan 

tori ke hame halesho bebaran

manam ke daram cherto pert migam khoshi zade zire delam

az bas zade zire delam daram ro del mikonam

avalin roze hafte ke miram sare kelas doa doa mikonam key akhare hafte mishe o ma tatil

vaghti tatil shodim dar azre 3 sot migzare o engar na engar tatil bodim

midonid taze be in mozo residam ke hichi mese 6 -8 adamo sare hal nemiare

harchand kheili mozakhraf mikhonan ama kheili faz mide

gher gher

dast dast

dasta bala

haaaaaaaa belarzon

eyval

makhsosan ahange ninash nash

bepar vasat

ye farde mahbobam man vase hame aghshar

tarafdaram bishtaran az mahnaze afshar

gher gher

gheresh bede invari onvari vasam kon 

dast be kamaro basan sho

on ada madahat

ey jaaaaaaaaaan

chiye to ham be salamate aghalam shak kardi? manam be khodam tazegia shak daram

man be hame shak daram

hame divoonan

navar maghziton ro khodam gereftam

hamaton moshkel darid

khoda hamaton ro shafa bede

bego amiiiiiiiiiiiiiiin

khoda kash morghe amin hamin hala az to asemon rad mishod

age beodnam morghe amin key az bala saram rad mishe har min ye arezoye top mikardam ta bar avarde she

ey khoda kheili doset daram kheili  bahali damet garm

sare kelas aslan dars gosh nemidam

chand roz pish dashtam az roye darse jame shenasi sare kelas rokhani mikardam

baghal dastim zeinab sheytanatesh gol karde bod hey ketabo az zire dastam miekshid

baz khodaro shoke dabiremon ro takhte dar hale naghashi bod nadidemon

vay manam alaki sorfe mikardamo maks mikardam

hey ba medad mizad to bazam

ketabamo ba khodkaro medad khat khati mikard

eyne in bache 2 saleha

sare kelase arabi ke nago napors hey dabire negamon mikone o be zeinab mige cheteeeee engar ke talabemon dare

mige age harfi darid berid biron be zeinab goftam jone man ye bar ke injor goft bia berim biron ama moteasefane dige nagot

dabire zaban farsimon ham hey mige hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiis

hissssssssssssssssssssssss

hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiissssssssssssssss

marize taraf hey his his mikone

nemitonim nafas bekeshim

hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiissssssssssssssssssssssssssssssssssssss

sare kelase jighrafia o tarikh ham hey emtehan kansel mikonim

khodaya ya dabiramon mangan ya khengan

khodaya hamaro shafa bede 

zangaye tafrih hame mirizim sare kelas 201 bachehaye rizi fizik, inghade hal mide sheytoni mikonim

mirim paye takhte hey ghanone jadid kashf mikonim

ye ghanon ham mano ghazal kashf kardim

ghan0ne : peyvande jazebeye motehareke vaseteye daroniye keshnasi

formolesh: hame be soye yassi jazb mishanvad

everything + bax___>yassi

ey baba yani mishe sale dige pishe bacheha o dostam basham?

ya inke to ye madreseyi ke hichkaso nemishnasam

ba bachehaye jadid

madreseye jadid

zendegiye jadid ro be ro misham?

khodaya har chi salahame hamono vasam gharar bede na kamtar na bishtar

ama bezar shad basham

doostam ham shad bashan

khodya abe omide khodet

chekeretam khoda jonam

kheili goli

kochiketam

shageretam osta

ey baba hesabi cherto pert goftam

hal kardam

dar panahe khodaye yass va ehsas

 



جمعه 2 اسفند1387 |
نیــــــــــــــــــــــــنی عاشقتم 

واااااااای من دارم عمه می شم 

زن داداشم ۲ ماهشه 

فکر کن من می شم عمه یاسی

امروز رفتیم بازار واسه نینی که نمی دونیم دخمله یا پسمله لباس خریدیم

الهی عمه قربونت بره ببین هنوز نیومده هممون عاشقت شدیم

امررررررررررروووووووووووووووووزززززززززززززززز تولد داداشیمه

غریب جوووووووووووووووووووووووووووووووون

تولدت مبارک عزیزم

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم واسه تو



سه شنبه 22 بهمن1387 |
سلام کلی خستمه...نیم ساعتی هست از مدرسه اومدم....

دوشنبه ی هفته ی پیش خاله جونم رفت ایران...اولش کلی ناراحت شدم الانم ناراحتم اما یکی از دبیرا گفت ناراحتی تو هیچ فایده ای نداره تو دعا کن تک تک لحظه هاش شیرین و شاد باشه خاله جونم امیدوارم همیشه لبت خندون باشه اینجوری.......>

چند روزی اینترنتم قطع بود که با کلی دردسر دنگ و فنگ وصل شد اعصابم رو خورد کرده بود

خلاصه...

پنجشنبه غزی خونمون بود عصرش رفتیم مغازه ی مامانش بعدش ۲ تایی رفتیم استارباکس یه گشت کوچولو زدیم و برگشتیم پیش مامان اینا راستی یه لباس مشکی هم خریدم یادم رفت بگم قبل اینکه بریم مغازه ی مامانه غزی ٬ رفته بودیم شرکت کامپیوتری واسه modem...

خلاصه فرداش دوباره رفتیم حولی واسه مودم دی اس ال...

عصر بود...تو ماشین پشت چراغ قرمز نشسته بودیم که یهو دیدم ماشینی که طرف من ایستاده، یه پسره ناز مامانی توش نشسته ( 3-4 سالش بود) نگام کرد و لبخند زد منم جوابشو با لبخند دادم...دوباره نگاش کردم دیدم شیشه ی ماشینشو کشید پایین و شروع کردن به بای بای گفتن و دست تکون دادن و بوس فرستادن...الهی عزیزم منم از دور واسش بوس فرستادم خدا چقدر اون بچه دوست داشتنی بود خدا حفظش کنه

ازش عکس هم گرفتم بعدا عکسشو می ذارم

دیروز هم بم پیشنهاد بازیگری شد در نقش مادر مریم منم قبول نکردم..امروز یه سکانسشو گرفتیم...کارگردانش معصومه بود بد نبود جالب بود مسابقه ی فیلم دهه ی فجر خلاصه... اینم از این...خستم شد دیگه

وای بهمن ماه همش تولد من چیکار کنم؟

7 بهمن که جواد بود...

18 زوزو...

22 غریب...

24 مژی موشی...

25 زینب...

بستونه دیگه

تولد همه ی بهمن ماهی ها مبارک

 



یکشنبه 20 بهمن1387 |
Blog Skin